نکات مثبتی همچون پرداخت مناسبِ قوس‌های شخصیتیِ خود آلیتا در طول فیلم که به‌معنی واقعی کلمه در بسیاری از لحظات قابل لمس و لایق اهمیت دادن هستند. شاید هم نکات مثبتی مثل تصویرسازی از برخی جزئیات قرار گرفته درون جهانی آینده‌نگرانه و عجیب که برخی مخاطبان را درباره‌ی دنیای امروز به فکر می‌اندازد.

با همه‌ی این‌ها بزرگ‌ترین آورده‌ی «آلیتا» برای مخاطب، نه اکشن‌های انصافا حساب‌شده و در نوع خود جذابش که عدم پیروی آن از یک فرمول جواب پس‌داده است. «آلیتا» به‌معنی واقعی کلمه پتانسیل تبدیل شدن به یک مدل متفاوت از فیلم‌های ابرقهرمانی را داشت و می‌توانست با معرفی دشمنان، به صف کردن آن‌ها و فرستادن شخصیت اصلی به جنگ‌شان به پایان برسد و موفقیت مالی چندبرابری نسبت به وضع فعلی را تجربه کند. اما به ذات داستانی خود خیانت نمی‌کند و از ابتدا تا انتها فیلمی شخصی و پرشده از تصمیمات منطقی و قابل درک پروتاگونیست اصلی باقی می‌ماند. پروتاگونیستی که در طول فیلم ضربه می‌خورد، تغییر می‌کند، گاهی مجبور است چند قدم رو به عقب بردارد و برای مخاطبِ هدف نیز به ارزش و جذابیت لازم می‌رسد. نتیجه هم آن است که بسیاری از نکات مثبت کوچک فیلم مثل چند پیچش داستانی لایق توجه به خاطر قرار گرفتن او در متن آن‌ها مهم‌تر و پررنگ‌تر به نظر می‌آیند.

آیا متفاوت بودن نسبت به عامه‌پسندهای سینمایی جواب پس‌داده‌ی دیگر دنیای بلاک‌باسترهای پرخرج هالیوودی در سال‌های اخیر، «آلیتا: فرشته‌ی جنگ» را نجات می‌دهد و ناگهان آن را تبدیل به فیلمی واقعا خوب می‌کند؟ قطعا خیر. اما آن‌ قدر اثرگذار به نظر می‌آید که درصد خوبی از مخاطبان به خاطر این نکته و تمام نکات مثبت دیگر یاد شده در طول بررسی، بتوانند اشکالات را هم بپذیرند و اگر فضای کلی فیلم جذب‌شان کرده است، ابدا از یک بار تماشای  Alita: Battle Angel  ناامید نشوند.